الشيخ أبو الفتوح الرازي

246

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

تو ندانستى آن را تو و نه قوم تو از پيش اين ، صبر كن كه عاقبت متّقيان ( 1 ) راست . قوله [ تعالى ] ( 2 ) : * ( أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه ) * - الآية ، حق تعالى در اين آيت استفهام كرد بر سبيل تقرير ، گفت ( 3 ) : * ( أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه ) * ، گفت : آن كس كه او بر بيّنت و حجّت و بيان باشد از خداى تعالى ، يعنى رسول - عليه السّلام . * ( وَيَتْلُوه شاهِدٌ مِنْه ) * ، و بر پى او مىرود گواهى هم از او . مفسّران خلاف نكردند ( 4 ) در آن كه آن كس كه بر بيّنت ، رسول است - عليه السّلام - و انّما خلاف در شاهد كردند . عبد اللَّه عبّاس و علقمه و ابراهيم نخعى و مجاهد و ضحّاك و ابو صالح و ابو العاليه و عكرمه گفتند : مراد جبريل است - عليه السّلام . بعضى دگر گفتند [ و آن حسن و قتاده‌اند كه : مراد زبان رسول است - عليه السّلام . بعضى گفتند ] ( 5 ) : مراد صورت رسول است و شمايل او ، براى آن كه هر كس كه رسول را ديد - صلَّى اللَّه عليه و آله - ( 6 ) گواهى داد كه : او رسول خداى است كه جاحد و معاند نبود ، چه صورت و شمايل او گواهى داد بر نبوّت او ، و اين بر سبيل توسّع باشد . حسين بن الفضل گفت : اين شاهد ، قرآن است و نظم و اعجاز او . و ابن جريج و مجاهد گفتند : فريشته بود كه او را نگاه داشتى و تأييد و تسديد ( 7 ) او كردى . بعضى دگر گفتند : مراد رسول است - عليه السّلام . و اين اقوال اگر چه حوالت است بر مفسّران ، اقوالى مضطرب و فاسداند ( 8 ) براى آن كه مخالف ظاهر است ، چه حق تعالى گفت : * ( وَيَتْلُوه شاهِدٌ مِنْه ) * ، گفت : از پى او مىرود گواهى هم از او . در اين معنى سه چيز اعتبار بايد كردن ، يكى : تلو ( 9 ) و تباعت ، و دوم : گواى ( 10 ) [ و ] ( 11 ) شهادت و صحّت معنى او ، سيم ( 12 ) : لفظ منه ، و آن كه كنايت راجع لا بدّ با رسول است ، و هر قول كه

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : پرهيزگاران . ( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 3 ) . آج ، بم ، لب ، آز عاقبت مر پرهيزگاران را بود . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : خلاف كردند . ( 11 - 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 6 ) . مج : و على آله و اصحابه و سلَّم . ( 7 ) . لب ، مل : تشديد . ( 8 ) . آو ، بم ، مل ، مج : ناسديد ، آج ، لب ، آز : ناسديد است . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، آز : يتلو . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى . ( 12 ) . آج ، بم ، مج ، لب : سيوم .